اصطلاحات بازرگانی حمل و نقل
شاخص کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator – KPI): یک معیار کمی یا کیفی قابل اندازهگیری که نشاندهنده میزان موفقیت یک سازمان، واحد، فرآیند یا فرد در دستیابی به اهداف استراتژیک و عملیاتی است. شاخصهای کلیدی عملکرد باید مرتبط، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، واقعبینانه و زماندار (SMART) باشند.
حجم فروش (Sales Volume): مقدار کمی خدمات فروختهشده که میتواند بر اساس تناژ حملشده، تعداد سفرها، کیلومتر پیمایشی، یا سایر واحدهای اندازهگیری مناسب سنجیده شود.
سهم بازار (Market Share): نسبت درآمد فروش یا حجم فروش سازمان به کل درآمد یا حجم فروش بازار هدف در یک دوره زمانی مشخص. این شاخص موقعیت رقابتی سازمان را در بازار نشان میدهد.
هزینه جذب مشتری (Customer Acquisition Cost – CAC): کل هزینههای صرفشده برای جذب یک مشتری جدید، شامل هزینههای بازاریابی، فروش، تبلیغات و سایر هزینههای مرتبط.
رضایت مشتری (Customer Satisfaction): میزان رضایت مشتریان از خدمات، محصولات و تعاملات با سازمان که معمولاً از طریق نظرسنجی و پیمایش اندازهگیری میشود. شاخص رضایت مشتری (CSI) عددی است که این رضایت را کمی میکند.
بازار هدف: بخشهای مشخصی از بازار که گروه با استراتژی معین برای ارائه خدمات و جذب مشتری در اولویت قرار داده است.
نمایندگی/شعبه: واحدهای سازمانی مستقر در مناطق مختلف جغرافیایی که به نمایندگی از گروه خدمات حملونقل ارائه میدهند و مسئولیت امور بازرگانی، بازاریابی و فروش در محدوده جغرافیایی محول شده را بر عهده دارند.
مشتری: شخصیتهای حقوقی و حقیقی که از خدمات حملونقل گروه استفاده مینمایند یا متقاضی دریافت آن میباشند.
قرارداد فروش: توافقنامه کتبی بین گروه و مشتری که شرایط و ضوابط ارائه خدمات حملونقل را مشخص مینماید.
نرخگذاری: فرآیند تعیین قیمت خدمات حملونقل بر اساس فاکتورهای مختلف از جمله مسافت، نوع کالا، شرایط بازار و هزینههای عملیاتی.
بازاریابی: مجموعه فعالیتهای برنامهریزی شده جهت شناسایی، جذب و حفظ مشتریان از طریق ارائه ارزشمندترین خدمات.